سهم کم کودکان از فضای فرهنگی - لیبرنو

سهم کودکان از فضای فرهنگی اندک است دیدگاه خود را بیان کنید

انسان در مسیر رشد فردی و زیست فرهنگی اجتماعی خود، مقاطع مختلفی را تجربه می کند. مقاطعی که هر یک با توجه به اقتضائات و تغییرات تحولات خاص خود (اعم از فردی و اجتماعی،) مسائل و چالش هایی را پیش روی فرد قرار می دهد.
مهم ترین برهه زمانی برای شکل گیری شخصیت، دوران کودکی است که بسیاری از جنبه های رشد را رقم زده و شاکله روحی و جسمی فرد را معین می سازد.

نوجوانی نیز یکی از دشوار ترین،  درعین حال هیجان انگیزترین دوره زندگی، هم برای خود نوجوان و هم والدین و مربیان به شمار می آید.

این دوره سر آغاز تحولات و دگر گونی های جسمی و روانی در او بوده و بلوغ نقطه عطفی در گذر زندگی او از مرحله کودکی به بزرگسالی است؛ در چنین شرایطی اگر سیاست های مناسبی برای مراقبت از این دوره ی طلایی صورت نگرفته باشد و در مقابل هجوم مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی به کودکان و نوجوانان ساز و کارهای حمایتی تعریف نشود؛ تداوم نسل هایی با فرهنگ کشورمان مورد خطر جدی قرار می گیرد و دیگران برای پرورش جدید بر اساس اهداف خاص خود برنامه ریزی می کنند.

بنابر این ضرورت سیاست گذاری همگرا در بخش های مختلف و تهیه برنامه عمل مشخص نیل به اهداف برای کودکان و نوجوانان ضروری جلوه میکند.
درحالی‌که رسانه‌ های غربی بیشتر از ما در تب و تاب تولید فیلم و داستان و بازی برای کودکان ما هستند، اهمال مدیران فرهنگی و نخوت هنرمندان ما چه معنایی می‌دهد، گویا پذیرفته ‌ایم که نظام سلطه و امپراتوری رسانه‌ای آن قیم فرزندان ما باشند؛ چرا که عملا قدم قابل توجهی برای کودکان خود بر نداشته ‌ایم.

بیگانگی اصحاب فرهنگ و هنر به حدی است که در جذب آن‌ها توفیقی نداریم و بازی رقابت ـ اگر بپذیریم که رقابتی باشد ـ قافیه را به انیمیشین‌ های هالیوودی باخته‌ایم. ابدا مقصود این نوشتار این نیست تا در های کشور را به روی آثار هنری کشور های دیگر ببندیم. آثار فرهنگی قابل اعتنایی در آن سوی مرزها ساخته می‌شود که می‌تواند مورد استفاده کودکان ما قرار بگیرد. نکته مورد بحث این است که چرا ما به هر دلیلی نتوانیم یا نخواهیم خوراک فکری و روحی فرزندانمان را خود تهیه و تولید کنیم.

نه ‌تنها در حوزه ی سینما که در تئاتر، تلویزیون و کتاب نیز قدم ‌های جدی و بلندی بر نداشته ‌ایم؛ اگر هم، گاهی با آثاری رو به ‌رو شدیم که توانستند به اصطلاح گل کنند، مثل انداختن سنگ در برکه، به صورت مقطعی موجی ایجاد کردند و به سرعت هم از یاد رفتند.

با این کارهای مقطعی نمی‌توان مدعی شد در حوزه کودک و نوجوان فعال هستیم. شرط فعال بودن تکرار و استمرار و حضور دائم در این حوزه است.
کدام هنرمند را می‌توان نام برد که به‌طور تخصصی  و مستمر در حوزه کودک و نوجوان فعالیت می‌کند و از سختی‌های فراوان این مسیر گله ‎مند و پشیمان نباشد. باید بپذیریم که کودکان و نوجوانان از فضای فرهنگی کشور، به خصوص سینما سهمی ندارند و باید منتظر عصر یخ ‌بندان و پاندای کونگ‌ فو کار و … باشند؛ آثاری که اگر اثر سویی نداشته باشند در طولانی مدت سبب انقطاع جوانان فردای کشور از ارزش‌های ملی و دینی خود خواهد شد. انقطاعی که به هیچ عنوان برگشت ‌پذیر نخواهد بود.

همه اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه باید از هم اکنون با مساعی هم فکری به حال کودکان این سرزمین بکنند و با همت و تلاش و صرف هزینه مادی و معنوی خوراک فکری آن‌ها را تامین کنند.

این صرف هزینه‌ها در واقع سرمایه ‌گذاری کلانی است که در آینده‌ای نزدیک آورده ‌های بسیاری را به‌ همراه خواهد داشت که کمترین آن درونی کردن سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *