,

هزاو یک افسانه ۲ – کچل مم سیاه

نویسنده: محمدرضا شمس
محراب قلم

بخش از مقدمه:

من در این مجموعه کوشیده‌ام روایتی تازه ارائه بدهم، روایتی که متناسب با زمان حال باشد. به همین دلیل مثل هر راوی دیگری که در طول تاریخ افسانه‌ها را سینه به سینه نقل کرده و آن را متناسب با زمان خود تغییر داده است، در این افسانه ها دست برده و تغییراتی در آنها داده‌ام. به اعتقاد من این به روز شدن ها یکی از علت‌های اصلی ماندگاری افسانه هاست.

80،000 تومان

خسیس شهری
خسیسی مهمان یک دهقان شد. مدت‌ها در خانه او خورد و خوابید. خسیس مرتب می گفت: قدم علی جان، به شهر که اومدی، جبران می‌کنم.

پس از مدت‌ها گذر دهقان به شهر افتاد. به در خانه خسیس رفت و در زد. خسیس در را باز کرد. دهقان سلام کرد.

خسیس گفت: با کی کار داری؟ دهقان گفت: منم قدم علی! نشناختی؟

-نه

دهقان گفت: حتماً به خاطر این کلاه منو نشناختی. و کلاهش را برداشت:حالا شناختی؟

-نه

دهقان گفت: شاید به خاطر این کته و کتش را درآورد. همینطور یکی یکی لباس‌هایش را در آورد تا شاید خسیس او را بشناسد.

آخر خسیس گفت: بیخود خودت را خسته نکن. اگر از پوستت هم در بیای، نمی‌شناسمت.

وزن 829 g
ابعاد 23.4 × 19.1 × 3.5 cm
ناشر چاپی

نویسنده

تعداد صفحات

600

گروه سنی

ویراستار

, , ,

تصویرگر

زبان

فارسی

رده‌بندی سنی لیبرنو

سال نشر چاپی

موضوع

افسانه‌های عامه

بر اساس 0 نظر

0.0 امتیاز کلی
0
0
0
0
0

اولین نفری باشید که دیدگاهی برای “هزاو یک افسانه ۲ – کچل مم سیاه” می‌نویسید

تا به‌حال دیدگاهی ثبت نشده است.