,

هزار و یک افسانه ۴ – سی عروس و سی داماد

نویسنده: محمدرضا شمس
محراب قلم

پادشاهی بود که دختر زیبایی داشت. آوازه‌ی مهربانی و زیبایی این دختر به همه جا رسیده بود. پادشاهان کشورهای دور و نزدیک، به خواستگاری‌اش می‌آمدند؛ اما شاهزاده خانم با پسر وزیر که جوانی باهوش و زحمتکش بود، ازدواج کرد. آن‌ها دور از قصر، زندگی ساده و پر مهر و محبتی را شروع کردند. دختر پادشاه در خانه‌داری و آشپزی مهارت بسیاری داشت.

روزی شاهزاده خانم غذا پخت و خانه را تمیز کرد و منتظر رسیدن همسرش شد. وقتی مرد جوان به خانه رسید و با روی خوش شاهزاده خانم و خانه‌ی تمیز و مرتب و غذای آماده روبه رو شد، به همسرش گفت: دوست‌داشتنی هستی و با سلیقه، اما بد می‌شینی!

75،000 تومان

بخشی از متن کتاب:

مرد خارکنی بود که یک پسر و یک دختر داشت. مادر بچه‌ها از دنیا رفته‌بود و خارکن، زن دیگری گرفته بود. نامادری خیلی بدجنس بود و مرتب بچه‌ها را اذیت می‌کرد. مخصوصاً از پسرک خیلی بدش می‌آمد و دنبال راهی می‌گشت تا او را از سر خودش باز کند. نامادری روز و شب در گوش خارکن می‌خواندکه: نون‌خور اضافی می‌خوایم چی‌کار؟ این پسرک رو رد کن بره.

خارکن چیزی نمی‌گفت. نامادری که دید خارکن محل نمی‌گذارد. آن‌قدر پسرک را اذیت کرد که پسرک دق کرد و مرد.

وزن 186 g
ابعاد 23.5 × 19 × 3.5 cm
ناشر چاپی

نویسنده

تعداد صفحات

568

گروه سنی

ویراستار

, , ,

تصویرگر

زبان

فارسی

رده‌بندی سنی لیبرنو

سال نشر چاپی

بر اساس 0 نظر

0.0 امتیاز کلی
0
0
0
0
0

اولین نفری باشید که دیدگاهی برای “هزار و یک افسانه ۴ – سی عروس و سی داماد” می‌نویسید

تا به‌حال دیدگاهی ثبت نشده است.