, ,

قصه‌های مهتاب ۲ – بهترین جای دنیا و بیست داستان دیگر

محراب قلم

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ‌کس نبود. زیر گنبد کبود یک خانه بود. خانه‌ای که یک درخت داشت. روی درخت دو تا لانه بود. یکی بالاتر، یکی‌ پایین‌تر. لانه‌ی بالایی مال چه کسی بود؟ مال ننه کلاغه. لانه‌ی پایینی مال چه کسی بود؟ مال خاله گنجشکه.

کنار درخت، یک حوض بود؛ یک حوض نقلی که همیشه عکس آسمان توی آن می‌افتاد. حوض نقلی مال چه کسی بود؟ مال ماهی قرمزه.

یکی از روزها وقتی خورشید داشت می‌تابید، ننه کلاغه و خاله گنجشکه نشسته بودند روی یک شاخه و باهم درد دل می‌کردند. ننه کلاغه از بچه‌اش می‌گفت، و خاله گنجشکه از فامیل‌هایش. ماهی قرمزه هم که یواش یواش شنا می‌کرد به حرف‌های آن‌ها گوش می‌داد.

12،000 تومان

یکی بود، یکی بود. غیر از خدا هیچ‌کس نبود. زیر گنبد کبود، خانه‌ای بود. توی این خانه، سه تا لانه بود. یکی گوشه‌ی حیاط که لانه‌ی مرغه و خروسه یود. یکی روی درخت که لانه‌ی کبوتر بود. یکی هم زیرزمین که لانه‌ی مورچه‌ها بود.

یک روز آسمان ابری شد. ابرها گرومب و گرومب صدا کردند و باران شروع به باریدن کرد. مرغه و خروسه دویدند و به لانه رفتند. کبوتر هم پرید و به لانه‌اش  رفت. خاله مورچه توی لانه‌اش بود. او داشت از داخل انبار غذایشان، برای بچه مورچه‌ها غذا بر می‌داشت. باران بارید و بارید. بعد هم یواش یواش راه افتاد و به لانه‌ی مورچه‌ها رسید. خاله مورچه آب باران را که دید، فریاد کشید. از لانه بیرون دوید و گفت: آهای قوقولی خان! آهای خانم قدقدا! کمک کنید به مورچه‌ها. الان هرچه غذا توی انبار داریم خیس می‌شود.

وزن 406 g
ابعاد 22 × 17 × 1.3 cm
ناشر چاپی

مترجم

,

تعداد صفحات

132

گروه سنی

,

تصویرگر

, , , ,

زبان

فارسی

رده‌بندی سنی لیبرنو

,

سال نشر چاپی

موضوع

داستان‌های کوتاه

بر اساس 0 نظر

0.0 امتیاز کلی
0
0
0
0
0

اولین نفری باشید که دیدگاهی برای “قصه‌های مهتاب ۲ – بهترین جای دنیا و بیست داستان دیگر” می‌نویسید

تا به‌حال دیدگاهی ثبت نشده است.