,

افسانه‌های ملل ۲۳ – افسانه‌های قهرمانان اسطوره‌ای

نویسنده: کریستین گرونیه مترجم: رویا خوئی
محراب قلم

آن شب پادشاه پیر آتن، اژه، آن قدر غمگین و پریشان بود که پسرشان تسه از او پرسید:

پدر چرا این قدر غمگینی… از چه چیز نگرانی؟

اژه گفت: افسوس! فردا روز بدی است؛ چون من باید، مثل هر سال، هفت دختر و هفت جوان از شهرمان را به کرت، نزد پادشاه مینوس بفرستم. این بیچاره‌ها محکوم شده‌اند..

تسه پرسید: محکوم؟ آن‌ها چرا باید بمیرند؟

اژه گفت: بمیرند؟ از این هم بدتر است. مینوتور آن‌ها را تکه‌تکه خواهد کرد!

15،000 تومان

آن روز صبح، امفال، ملکه‌ی لیدی، با همراهانش از بازار برده‌ها عبور می‌کرد. ناگهان ازدحام گروهی توجهش را جلب کرد. تاجری با لباس‌های گران‌قیمت بر سکویی ایستاده‌ بود و برای مردم سخنرانی می‌کرد. او برده‌ی غول پیکر و به زنجیر بسته‌ای را که تقریباً نیمه عریان بود، به مردم نشان می‌داد و می‌گفت:

انصاف داشته باشید؛ به نظر شما قیمتی که برای این برده تعیین کردم، زیاد است؟

امفال به افرادش دستور داد تا او را نزد جمعیت ببرند. ملکه وقتی جثه‌ی عضلانی و قوی برده را که پوششی از پوست شیر به تن داشت و روی زمین زانو زده بود، دید، ناباورانه، توجهش به او جلب شد و زیر لب گفت: نه، این غیرممکن است!

وزن 210 g
ابعاد 21 × 14 × 0.9 cm
ناشر چاپی

نویسنده

مترجم

تعداد صفحات

176

گروه سنی

تصویرگر

زبان

فارسی

رده‌بندی سنی لیبرنو

سال نشر چاپی

موضوع

افسانه‌های عامه, داستان‌های فرانسه

بر اساس 0 نظر

0.0 امتیاز کلی
0
0
0
0
0

اولین نفری باشید که دیدگاهی برای “افسانه‌های ملل ۲۳ – افسانه‌های قهرمانان اسطوره‌ای” می‌نویسید

تا به‌حال دیدگاهی ثبت نشده است.