, ,

دشت متلاطم

محراب قلم

هیشکی باور نمی‌کنه هفت‌تا آدم با هفت تا شتر گنده، تو گلوی یه گردباد باشن و انگار نه انگار که زیرپاشون فقط باد هواست. راحت بخوابن، راه برن و اصلاً نترسن. من که داشتم کیف می‌کردم… خودمم باور نمی‌کنم. درسته که بیشتر به یه خواب می‌مونه؛ ولی به خدا راست می‌گم. ما تو دل یه گردبادیم و هوهوی صداش، گوشامو کر کرده.

37،000 تومان

بخشی از متن کتاب:

بلقیس گوشه‌ی کپر نشسته بود و محتویات سبزرنگ کاسه‌ی کوچکی را به هم می‌زد. بوی بدی که از ظرف بلند می‌شد، شامه‌ی کاکایی را آزرد.

بی‌توجه به توفان، از کپر بیرون آمد و دم در نشست. بلقیس وردی خواند و به کاسه فوت کرد. کاکایی پرسید: چی‌ گفتی؟

بلقیس همان‌طور که ورد می‌خواند، نگاهش کرد. کاکایی به یاد پدر افتاد که با خنده می‌گفت: بیچاره پیرزن، زده به کله‌اش! آخه بدبخت! اگه دنیا با ورد خوندن خوب می‌شد، همه می‌رفتن ورد حفظ می‌کردن و دیگر هیشکی دردی نداشت!

وزن 256 g
ابعاد 18.5 × 13.9 × 1.9 cm
گروه سنی

,

نویسنده

ناشر چاپی

ویراستار

تعداد صفحات

312

زبان

فارسی

رده‌بندی سنی لیبرنو

,

سال نشر چاپی

موضوع

داستان‌های فارسی

بر اساس 0 نظر

0.0 امتیاز کلی
0
0
0
0
0

اولین نفری باشید که دیدگاهی برای “دشت متلاطم” می‌نویسید

تا به‌حال دیدگاهی ثبت نشده است.